کهنه دلق ما (برگرفته از سایت www.bohraan.com )
سید مجتبی احمدی
اکنون سال هاست که سوانح وحوادث در تاخت وتازند وما در تکاپوی ایستادگی و آمادگی .این رسم قدیمی رشد وتعالیست که به بالا میل کنیم و بر افق های دور دست چشم بیاندازیم.
فرصت مغتنم است ومجال تنگ وکار بسیار وهزار راه نرفته در پیش پای به انتظار نشسته اند.
اگر در این مکان وبدین سمت وسو ایستاده ایم از سر امید است و رجاء که شاید بتوانیم بر مسیر فایده وسود قرار گیریم که حوادث را چاره در علم است ودانایی وصد تاکید بر آمادگی !
چرخه ی مدیریت بحران را به هر شکل که بر کاغذ وذهن به تصویر کشیم باز چاره ای بر ارتقاء ومدیریت دانش نداریم دانشی متعالی ورو به فزونی والبته در اختیار همگان ! ما بسیار دیده ایم دانش را بر خورجین چهار پایان واینک در ابزار های الکترونیکی !! اما این راه های نرفته به دانش رفتنش میسور است که اگر غیر این زاد سفری برگزینیم راه به کجی رفته ایم وقصه ، قصه ی تکرار این سال هاست که می رویم وباز به نقطه آغازین می رسیم ! مدیریت بحران با هر تعریفی که برایش متصور گردیم از دو برگ وزاد دانش وجامعه می گذرد .دانش وجامعه!! همان دویی که بر غفلت از آن دو ابرام داریم ولجاجت چاره همان است که بود واین پایگاه نه کیسه ایست برای زر وسیم ونه صرفا برای نمایش و عرض اندام که اندام ما سخت نا راست وکژ است!! بی صبرانه در انتظار حضور صاحبان دانش وخرد وسرسبزی رایحه ی مردمان سالخورده ی این سامان در این پایگاه نشسته ایم که از گردباد و سراب قدرت ومکنت وتزویر وجهل به ساحل امن دانش ومردم پناه گرفته ایم که حافظ مان چه خوش نغمه سر دادکه:
درویش را نباشد برگ سرای سلطان
ماییم وکهنه دلقی کآ تش در آن توان زد
اکنون سال هاست که سوانح وحوادث در تاخت وتازند وما در تکاپوی ایستادگی و آمادگی .این رسم قدیمی رشد وتعالیست که به بالا میل کنیم و بر افق های دور دست چشم بیاندازیم.
فرصت مغتنم است ومجال تنگ وکار بسیار وهزار راه نرفته در پیش پای به انتظار نشسته اند.
اگر در این مکان وبدین سمت وسو ایستاده ایم از سر امید است و رجاء که شاید بتوانیم بر مسیر فایده وسود قرار گیریم که حوادث را چاره در علم است ودانایی وصد تاکید بر آمادگی !
چرخه ی مدیریت بحران را به هر شکل که بر کاغذ وذهن به تصویر کشیم باز چاره ای بر ارتقاء ومدیریت دانش نداریم دانشی متعالی ورو به فزونی والبته در اختیار همگان ! ما بسیار دیده ایم دانش را بر خورجین چهار پایان واینک در ابزار های الکترونیکی !! اما این راه های نرفته به دانش رفتنش میسور است که اگر غیر این زاد سفری برگزینیم راه به کجی رفته ایم وقصه ، قصه ی تکرار این سال هاست که می رویم وباز به نقطه آغازین می رسیم ! مدیریت بحران با هر تعریفی که برایش متصور گردیم از دو برگ وزاد دانش وجامعه می گذرد .دانش وجامعه!! همان دویی که بر غفلت از آن دو ابرام داریم ولجاجت چاره همان است که بود واین پایگاه نه کیسه ایست برای زر وسیم ونه صرفا برای نمایش و عرض اندام که اندام ما سخت نا راست وکژ است!! بی صبرانه در انتظار حضور صاحبان دانش وخرد وسرسبزی رایحه ی مردمان سالخورده ی این سامان در این پایگاه نشسته ایم که از گردباد و سراب قدرت ومکنت وتزویر وجهل به ساحل امن دانش ومردم پناه گرفته ایم که حافظ مان چه خوش نغمه سر دادکه:
درویش را نباشد برگ سرای سلطان
ماییم وکهنه دلقی کآ تش در آن توان زد
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۸:۳۴ ب.ظ توسط
|